حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى

114

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )

به بندر لنگه اعزام كرد و در نامه‌اى به يكى از كارگزاران حكومتى بندر عباسى يادآور شد كه « حكومت و گمرك عباسى محول به من است . » « 1 » تأكيد او بر اين عبارت نشان مىدهد كه اختيارات اصلى او فقط منحصر به نظارت گمركات نبوده و جوانب حكومتى و ادارى بنادر را هم شامل مىشده است . نظام السلطنه در نخستين اقدام خود ، به « بندر لنگه » سفر كرد و با « شيخ يوسف » ملاقات و حكم و خلعت حكومتى را به او داد . « 2 » يادآورى مىشود كه بندر لنگه را تا اين ايام رؤساى قواسم - از طوايف ايرانى ساكن نواحى جنوب - اداره مىكردند و با توجه به اينكه وابستگان آنان در شارجه و رأس الخيمه با انگلستان قرارداد تحت الحمايگى داشتند ، تداوم حكومت آنان در بندر لنگه نگران‌كننده بود . اين نگرانىها موجب شد حسينقلى خان نظام السلطنه طى قراردادى با « شيخ يوسف » ، حيطه وظايف و اختيارات او را كاملا مشخص سازد و تمامى ويژگىها و خصوصيات ايرانى بودن او و بندر لنگه و توابع آن را در قرارداد قيد كند . اين سند كه براى نخستين بار در اين مجموعه چاپ مىشود ( س . 301 ) و دربردارنده برخى ملاحظات حكومت قاجارى درباره بندر لنگه در آن ايام است . در فصل هفتم قرارداد آمده است : « امسال را انشاء اللّه شيخ حاكم و تجار كلا بايد از بندر لنگه و مضافات آن قران جديد الضرب را رواج دهند » . در فصل دهم آمده است : « شيخ حاكم بايد براى همه عملجات گمركخانه ، لباس و نشان مخصوص حاضر نمايد از روى نمونه‌اى كه دولت معين كرده و از اين اداره به او داده مىشود . » و در فصل يازدهم نيز آمده است : « بايد در تمام اعياد و همه جمعه‌ها و وارد شدن مأمورين معتبر دول دوست و خود دولت علّيه ، علم دولت ايران را افراشت و هر وقت پرده بيرق كهنه بشود به توسط اين اداره به دولت اطلاع داده شود و عوض فرستاده شود . » اين عبارات نشان‌دهندهء حساسيت به جا و درست حاكم بنادر نسبت به رعايت كليه جوانب ظاهرى حاكميت قاجاريه بر سواحل است . ملزم ساختن حاكم لنگه به رواج واحد پول ايران ، پوشيدن لباس متحد الشكل و برافراشتن پرچم سه رنگ ايران در بندر لنگه مبين هوشيارى كارگزاران در اين دوره از تاريخ ايران است . يكى ديگر از اقدامات عملى براى يكپارچه كردن ساختار ادارى بنادر ، تهيه و تدوين دستورالعمل‌هاى واحد در زمينهء ورود و خروج اتباع داخلى و خارجى به بنادر است كه در اسناد موجود با عنوان « كتابچه عمل تذكره » ناميده شده است » ( س . 302 ) اين تلاش‌ها در سايه حمايت كارگزاران مركز و اقدامات مجدانه فردى انجام مىشد ، امّا اسناد موجود نشان مىدهد كه مشكلات و موانع بسيارى براى اعمال حاكميت يكدست و متمركز در بنادر ايران وجود داشت كه بر طرف ساختن آنها به تغييرات گسترده‌ترى در ساختار ادارى قاجاريه نياز داشت . از سال 1299 تا سال 1305 قمرى ، موانع عمده‌اى در راه اجراى مقاصد اصلى حكومت قاجاريه در بنادر شناسايى شد و در سال 1305 ق . / 1888 م . اداره حكومتى جديد رسما كار خود را آغاز كرد و با نام « حكومت بنادر و جزاير خليج فارس » شناخته شد . « 3 » ساختار ادارى نوينى كه در قالب اين تشكيلات در نظر گرفته شده بود با هدف « مديريت واحد » بنادر و جزاير خليج فارس و يكپارچه كردن نظارت دولت بر درآمدها و امور ادارى آنها بود . هرچند اين ساختار جديد در سال‌هاى نخستين شكل‌گيرى ، با اقدامات مجدانه « حسينقلى ميرزا » و برادرش « سعد الملك دوم » نتايج كوتاه‌مدت چشمگيرى داشت ، اما در عمل به دلايل و عواملى كه از اين پس ذكر خواهد شد ، و بخشى از آن را اسناد موجود در اين مجموعه به خوبى نشان مىدهند ، اين اقدامات چندان موفق نبود ؛ موانع و مشكلات موجود ، بر راه‌حل‌هاى ارائه شده غلبه يافت و آخرين تلاش قاجاريه براى حل معضلات بنادر و تثبيت حاكميت مركزى بر اين نواحى با موفقيت دراز مدت روبرو نشد . به راستى چه عوامل و دلايلى مانع اجرايى شدن طرح تشكيل « حكومت بنادر و جزاير » و يكپارچه شدن ساخت ادارى اين نواحى مىشد ؟ در پاسخ مىتوان گفت : بخشى از عوامل اصلى ناكامى اين طرح ، به نظام ادارى قاجارى و ساختار ناكارآمد آن مربوط مىشود . در اينجا با استفاده از اسناد اين مجموعه و با بهره‌گيرى از كتاب‌ها و منابع تاريخى اين دوره مهم‌ترين موانع سياست‌هاى « ناصر الدين شاه » را در اواخر سلطنتش براى تثبيت حاكميت ايران در جنوب كه بايد در قالب تشكيل اداره جديد « حكومت بنادر و جزاير خليج فارس » اجرا مىشد به شرح زير بررسى مىشوند . ( الف ) عدم ثبات مديريت در بنادر خليج فارس و به ويژه بندر عباسى از آنجايى كه نظام جديد ادارى را كارگزاران حكومتى اجرا مىكردند ، نياز به ثبات مديريت بيش از پيش ضرورى مىنمود ، چه در سايه ثبات مديريت ، كارآيى و كارآمدى نظام جديد به خوبى مورد ارزيابى قرار مىگرفت . اما ملاحظه مىشود كه در اين دوره ( بين

--> ( 1 ) . خاطرات و اسناد حسينقلى خان ، پيشين ، ص 101 . ( 2 ) . سديد السلطنه درباره شيخ يوسف مىنويسد : « يوسف از آل شيخ حسين و از ساكنين جزيره سرى و ملازمين شيوخ لنگه بود . بعد از ارتكاب قتل ولى نعمت خود هفت سال حكومت لنگه داشته . در سيم رجب شيخ قضيب خون خود را گرفته يوسف را به قتل رسانيد و يوسف بن محمد بن يوسف چهار فرزند داشت ، محمد و عبد الرحمن و راشد و فاطمه و سال هزار و سيصد و دو بود كه به قتل رسيد و كيفر خود را ديد . » بنگريد به : سرزمين‌هاى شمالى پيرامون خليج فارس ؛ پيشين ، ص 196 . ( 3 ) . اگرچه اداره جديد حكومت و ماليات بنادر در سال 1299 ق . / 1882 م . آغاز به كار كرد اما حداقل در اسناد و مدارك انگليس اين دوره تشكيل حكومت جديد بنادر در سال 1305 ق . / 1888 م . به ثبت رسيده است . بنگريد به : The Gazetteer of The Persian Gulf , Oman and Central Arabia , Vol . 1 . op . cit . p . 289